آن روزها ورود پول به عراق خیلی سخت بود.یکی از علمای اصفهان فرمودند:

من مبلغی را آوردم شام(سوریه) و از طریق شام وارد بغداد شدم.

در فرودگاه دیدم همه جا را می گردند.خیلی مضطرب و ناراحت شدم و متوسل به حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) شدم.

گفتم:آقا!من این مبلغ را دارم برای فرزند شما(حضرت امام خمینی) می آورم و شما به دادم برسید.

در این حین یک شخصی از همان ایادی دولت عراق آمد و من را صدا کرد و مرخصم کرد.بعدا من وارد نجف شدم و خدمت امام رسیدم،نشستم و سلام کردم ،امام تسبم کردند و فرمودند:

شما در فرودگاه مسئله ای داشتید و متوسل به موسی بن جعفر (ع) شدید!!!

و دیدم امام (ره) از مسئله اطلاع دارند!!

منبع:کرامات و حکایات عاشقان خدا ص 209 و 210

نویسنده:جبرائیل حاجی زاده