مرحوم حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالعلی تهرانی(رضوان الله علیه) از خود مرحوم حاج شیخ مرتضی زاهد(نورالله قبره) نقل قول کردند:

در شب زفاف،وقتی همسرم را به خانه آوردم،در خود علاقه فراوانی به خواندن دعا احساس کردم .من به همین خاطر کتاب دعا را برداشته و به گوشه ای رفتم و مشغول خواندن دعا شدم.

پس از چند لحظه به فکر فرو رفتم که آیا اکنون وظیفه الهی من چیست؟آیا باید دعا بخوانم و یا خدمت همسر بروم؟پس از تامل و فکر دیدم خداوند از من وظیفه دیگری غیر از خواندن می خواهد،وقتی همسرم را به خانه آورده ام،صحیح نیست که بیایم اینجا  و  دعا بخوانم.همان وقت کتاب دعا را بستم و برخاسته و نزد همسرم رفتم.در آن شب وقتی حمام رفتم و غسل کردم،چون بازگشتم احساس کردم همسرم با تکریم و احترام خاصی با من برخورد می کند .به وی گفتم چه خبر شده است؟

گفت:وقتی شما به حمام رفتید ،خوابم برد،در عالم رویا دیدم ملائکه الهی از آسمان به زمین می آیند  و به خانه ما وارد میشوند ،سوال کردم شما برای چه کار به اینجا آمده اید؟

گفتند:ما آمده ایم قطرات آب غسل شیخ مرتضی را به آسمان ببریم.

آقا شیخ مرتضی زاهد(ره)در این ارتباط به مرحوم حضرت آیت الله تهرانی(رضوان الله علیه) فرموده بودند:

کار من از همان روز اول اصلاح شد و وضع روحی من نیز رو به بهبود و لطافت نهاد

منبع:کرامات و حکایات عاشقان خدا ص 118 و 119

نویسنده:جبرائیل حاجی زاده