روزه سه قسم است:

روزه عام،روزه خاص،روزه خاص الخاص

روزه عام:

همین روزه ای است که عوام الناس آن را می گیرند.یعنی نیت روزه می کنند،چیزی نمی خورند،آب نمی خورند،نان نمی خورند،

و چیزهایی که روزه را باطل می کند،انجام نمی دهند.این قسم اول روزه است که روزه عام می باشد.

اما روزه خاص:

روزه خاص،علاوه بر این ها،اعضا و جوارح شخص روزه دار هم روزه دار است.چشم را مراقبند که به نامحرم نیفتد.گوش را مراقبند که مطلب حرامی مثل غیبت یا آواز موسیقی نشنود.زبان را مراقبند که غیبت نکند.این روزه خاص است که در حدیث از امام صادق(ع) روایت شده است که:

اذا صمت فلیصم سمعک و بصرک و جلدک و شعرک

(هرگاه که روزه می گیری ،می بایست گوش تو و چشم تو و پوست تو و موی تو هم روزه دار باشند)

یعنی همانطور که با دهان چیزی نمی خوری،اعضا و جوارح هم باید در حال روزه باشند؛زبان و گوش و چشم و صورت هم باید روزه باشد.زن هایی که صورت هایشان در خیابان باز است و مردهای نامحرم صورت های آن ها را می بینند،باید بدانند که روزه خاص نگرفته اند،روزه عام گرفته اند و روزه شان خاصیتی که باید داشته باشد،ندارد.چرا؟

چون صورتشان پیدا بوده و موی سرشان هم معلوم بوده است .پس روزه خاص اینگونه است.

روزه عام زیاد خاصیت نداردوفقط اسقاط تکلیف می کند،یعنی من با گرفتن روزه عام فقط به جهنم نمی روم .روزه خاص آثاری خاص دارد که کسی که روزه عام می گیرد،به آن آثار دست پیدا نمی کند.همانی است که صبح بوده،مثل حیوانی که قدیم ها در آسیاب چشم هایش را می بستند و به دور سنگ آسیاب می چرخید و شب،چشمانش را باز می کرد ،می دید در همان جای صبحی است،این شخص هم مثل همان حیوان است.شب در همان جایگاهی است که صبح در آن بوده و آخر ماه مثل همان اول ماه است و فرقی نکرده.

بله،حال کسانی که روزه عام می گیرند،اینگونه است.این ها در آخر ماه رمضان پیش نرفته اند،نورانی نشده اند،قلبشان روشن نشده است،ارتباط با خدا برقرار نکرده اند،فقط روزه عام گرفته  اند برای اسقاط تکلیف تا جهنم نروند.پس در روزه عام،چون اعضا و جوارح روزه دار روزه نیستند،خاصیتی ندارد.

و اما روزه خاص الخاص:

بالاترین روزه که متعلق به اولیا است.روزه خاص الخاص یعنی اینکه در دل،جز یاد خدا،چیز دیگری خطور نکند.

ای یک دله صد دله،دل یک دله کن

مهر دگران را از دل خود یله کن

اگر جز خدا و جز یاد خدا در دل انسان چیز دیگری نباشد،این روزه،روزه خاص الخاص است.

منبع:در محضر مجتهدی جلد دوم ص 75 تا 77

نویسنده:حضرت حجت الاسلام والمسلمین محمودی گلپایگانی