....در قرآن یک نکته بسیار اساسی هست_بد نیست من این را به شما جوانان عزیز بگویم_ و آن توجه دادن به تقواست.وقتی که افراد می خواهند پیش خودشان تصویری از تقوا را درست کنند،به ذهنشان نماز و روزه و عبادت و ذکر و دعا می آید.ممکن است همه این ها در تقوا باشد،اما هیچکدام از آن ها معنای تقوا نیست،تقوا،یعنی مراقب خود بودن.تقوا،یعنی یک انسان بداند که چه کار دارد می کند،و هر حرکت خودش را با اراده و فکر و تصمیم انتخاب نماید؛مثل انسانی که سوار بر یک اسب رهوار نشسته،دهانه اسب در دستش است و می داند کجا می خواهد برود.تقوا،این است.آدمی که تقوا ندارد،حرکات و تصمیم ها و آینده اش در اختیار خودش نیست؛به تعبیر خطبه نهج البلاغه،کسی است که او را روی اسب سرکشی انداخته اند؛نه این که او سوار شده؛اگر هم سوار شده،اسب سواری بلد نیست؛دهانه در دستش است،اما نمی داند چه طوری باید سوار اسب بشود،نمی داند که کجا خواهد رفت؛هرکجا که اسب او را کشید،او هم مجبور است برود؛و قطعا نجاتی در انتظار او نیست.این اسب هم سرکش است........

منبع:پرسش و پاسخ از محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی صفحه 204 و 205

نویسنده:موسسه فرهنگی قدر ولایت