مرحوم حضرت آیت الله العظمی مجتهدی تهرانی(ره) می فرمایند:

روزی شیخ(شیخ محمد حسین زاهد) با عده ای از شاگردانشان به باغ دولت آباد در نزدیکی حرم حضرت عبدالعظیم(ع) رفته بودند.

در نزدیکی آن جا عده ای جوان مشغول لهو و لعب و تنبک زدن و رقصیدن بودند.ایشان از باب امر به معروف و نهی از منکر پیغام دادند که چون این کار منکر است لذا آن را ترک کنید و ساکت باشید ولی آن ها گوش ندادند .در میان آن ها شخص تنبک زنی بود که مجلس را گرم می کرد و بقیه افراد مشغول لهو و لعب بودند،مرحوم شیخ جوان تنبک زن را نفرین کرد که خدایا همانطور که او دل ما را به درد آورد،دلش را به درد بیاور

فردای آن روز وقتی ایشان به درس رفتند،شخصی آمد و گفت:

آقا پسری که شما نفرینش کردید از دیشب تاکنون به دل درد شدیدی مبتلا شده به حدی که دکترها نمی توانند درد او را ساکت نمایند!و همچنان آه و ناله می کند و ظاهرا به خاطر این است که شما را ناراحت کرده است!

لذا استدعا داریم که شما از او راضی شوید.

مرحوم شیخ فرمودند:ما او را بخشیدیم

و با این جمله بلافاصله آن جوان خوب شد!!

منبع:آداب الطلاب ص 80

نویسنده:حضرت حجت الاسلام والمسلمین برخوردار فرید